Category: کسب و کار

ورای اقلیم آسایش در کسب وکار

کلیه کسب وکارهایی که در مرحله نوجوانی هستند ،به نقطه ای خواهند رسید که منطقه آسایش صاحب کارشان را پس می زنند.منطقه ای که در داخل آن صاحب کار با توانایی هایی که در خود سراغ دارد برای کنترل آن محیط احساس امنیت می کند ولی بیرون از آن محیط، کنترل از دستش خارج می شود.حد و مرز متخصص با میزان کاری که اون به تنهایی می تواند  انجام دهد تعیین می گردد.

حد و مرز نیز با تعداد متخصص هایی که به خوبی بر آن ها نظارت دارد یا آنها را سازمان دهی می کند مشخص می گردد.

حد و مرز کارآفرین تایع تعداد مدیرانی است که او برای رسیدن به اهداف به خدمت می گیرد.

هر چقدر کسب وکاری بیشتر رشد کند میزان کنترل صاحب آن کسب وکار بر روی  کار،اداره کردن آن،بررسی نوع و مقدار کاری که نیاز است انجام شود و برآورد میزان پیشرفت  آن کار توسط متخصص همواره دشوار تر شده و چه بسا غیر ممکن می گردد.

صاحب کسب وکار به مرحله ای می رسد که از روی نا امیدی تصمیم به انجام کاری می گیرد که فکر می کند می داند آنرا چگونه انجام دهد در صورتیکه سخت در اشتباه است.برای کم کردن مسئولیت ها به سمت شخصیت مدیر سوق پیدا می کند و مسئولیت هایش را به شخصی دیگر مثل علی واگذار کند.

در این مقطع ناامیدی او تبدیل به امید می شود .او امیدوار است که علی تمام کارها را انجام دهد تا خودش مجبور به انجام آنها نباشد.

اما علی هم مانند او یک متخصص است و نیازهای خودش را دارد.

او بیش از آنچه که یک متخصص دیگر می تواند به او بدهد.نیاز به هدایت و راهنمایی دارد.

او لازم است بداند دلیل انجام کاری که به او سپرده می شود چیست؟ یا بداد مسئول انجام چه کاری است و در برابر چه کارهایی باید پاسخ گو باشد و ملاک کارش توسط چه استانداردی سنجیده می شود.

همچنین بایستی بداند هدف اصلی کسب وکاری که در آن مشغول است چیست و نقش او در استراتژی کلی این کسب وکار کجا نمود پیدا می کند.

برای اینکه علی بتواند نتیجه موثری داشته باشد نیاز به چیزهایی دارد که متخصص دیروز و صاحب کار امروز نمی تواند آن ها را برایش مهیا سازد.او در واقع نیاز به یک مدیر دارد.مدیری که بدون وجود او یک کسب وکار به طور ناگهانی سقوط می کند.

همچنان که کسب و کار در ورای اقلیم آسایش مالکش رشد می کند ،به فروپاشی خود نیز ادامه می دهد. در این مرحله سه راه حل برای تغییر مسیر خودش دارد. می تواند به مرحله کودکی برگردد. ورشکسته شود و یا به سختی در همان مرحله باقی بماند.

Read More
admin 2020-02-27 0 Comments

نوجوانی کسب و کار

دوره نوجوانی کسب و کار زمانی شروع می شود که شما در مرحله ای از کسب و کارتان نیاز به کمک را احساس می کنید.

مشخص نیست چقدر طول می کشد تا شما وارد این مرحله شوید ،اما هر کسب و کاری اگر بخواهید رشد کند باید پس از مرحله کودکی وارد مرحله نوجوانی شوید و بحران در مرحله کودکی این امر را تسریع می بخشد.

هر کسی که صاحب کسب وکار کوچکی است،برای بقای خود درخواست کمک می کند.

اما شما به عنوان متخصص چه نوع کمکی را طلب می کنید؟جواب مشخص است،کمک تخصصی.یعنی یک فرد متخصص و با تجربه.یک فرد با تجربه در زمینه شغل و کسب وکار شما.

شخصی که می داند چه طور کارهای تخصصی که شما دوست ندارید را انجام داده و به اتمام برساند.

صاحب کاری که با فروش آشناست،به دنبال تولید کننده می گردد.

درمقابل صاحب کاری که با کار تولید آشناست،به دنبال فروشنده است.

واغلب هردوی آنها سعی می کنند کسی را برای انجام امور مالی خود پیدا کنند!زیرا تنها چیزی که اکثر صاحب کاران به انجام آن راغب نیستند و آن را دوست ندارند ،امور حسابداری است.

پس در این حالت است که شما نخستین کارمند خود را استخدام می کنید.

فرض کنیم شما یک حسابدار 68 ساله با نام علی که کار دفتری را از سن 12 سالگی شروع کرده  وکاملا به آن تسلط دارد و مهم تر از آن  همه به مدت 22 سال سابقه حسابداری در شرکتی شبیه به شرکت شما داشته است را استخدام می کنید.

پس او همه چیز را در مورد کارتان می داند  و اکنون به عنوان کارمند شما  مشغول به انجام وظیفه است.

دیگر خیالتان راحت است که او از پس کارهایتان برآید. اکنون موقعیت را در دست دارید و منتظر تغییر هستید.

صبح شنبه علی از راه می رسد و شما به گرمی و یا بهتر است بگوییم با بی تابی با اون احوال پرسی می کنید.تمام پایان هفته را مشتاقانه منتظر این لحظه بوده اید. شما اتاق بزرگی را در اختیار او قرار می دهید.دفاتر و نامه های سربسته را روی میزش می گذارید،یک فنجان قهوه که نام او بر ر وی آن نوشته شده است،سفارش می دهید،حتی بالشنتکی برای صندلی اش تهیه کرده اید  که اگر قرار باشد به مدت طولانی بر روی آن بنشیند، راحت باشد.

در هر کسب و کاری لحظه مهمی وجود دارد که در آن لحظه صاحب کار تصمیم میگیرد اولین کارمند خود را استخدام کند تا کارهایی که دوست ندارد انجام دهد یا نمی داند چه طور آنها را انجام دهد،به او واگذار کند. در این جا آن شخص همان علی است که صبح شنبه هم،همان لحظه مهم و حساس است.

خوب در مورد آن فکر کنید!شما گام بلندی  برداشته اید،دفاتر به جای آنکه بر روی میز شما باشد روی میز علی قرار دارد.

علاوه بر آن علی تنها کسی است که به خوبی شما و کارتان را می شناسد. او تنها با یک نگاه به دفاتر تمام حقایق مربوط به شما را در می یابد و به راز شما که تا کنون از همه پنهان کرده اید پی می برد.

آن راز این است که شما کار خودر را بلد نیستید و نمی دانید دارید چه می کنید!

سوال اینجاست .حالا او این راز را فهمیده چه اتفاقی می افتد؟

آیا او به شما خواهد خندید؟ از خرابی وضعیت گریه خواهد کرد؟ آنجا را ترک خواهد کرد؟ یا به کار  خود ادامه خواهد داد؟

اگر او کارهای دفتری را انجام ندهد،پس چه کسی قرار است آن ها را انجام دهد؟

ناگهان صدای ماشین حسابش به گوشتان می رسد. بله او در حال کار کردن است!

علی قصد دارد در شرکتتان بماند  و کارهای شما را انجام دهد. شما شانس آوردید.دیگر لازم نیست کارهای دفتری را خودتان انجام دهید.در یک آن متوجه می شوید که می توانید طوری دیگر کسب و کارتان را اداره کنید. طوری که قبلا در مورد آن اطلاعات نداشته اید. با خود می گویید:«دیگرلازم نیست آن کار را خودم انجام دهم.»

سر انجام آزاد شده اید  .شخصیت مدیر در شما بیدار می شود و کم کم شخصیت  متخصص به خواب می رود .نگرانی های شما به پایان می رسد.حال شخص دیگری آن کار را انجام می دهد.

ولی در همان زمان چون به مدیر بودن عادت ندارید،آزادی تازه ای که کسب کرده اید،شکل جدید به خودش می گیرد.

در واقع این نوع مدیریت به جای آنکه واگذاری اختیار جدید باشد بیش تر شکل  سلب مسئولیت از کارهایی را پیدا می کند ،که شما دوست ندارید آن ها را انجام دهید.

خلاصه آنکه همانند تمام صاحبان کسب و کارهای کوچک که کارهای دفتری را به شخثص دیگری واگذار می کنند  شما نیز همین کار را انجام می دهید  و اجرای آن را به علی محول می کنید و برای مدت کوتاهی خود را آزاد می سازید.

گذشته از آن شما کارهای مهم تر دیگری دارید که بایستی انجام دهید  اما اکنون که علی هست ، همه چیزدر حال تغییر است.از آنجا که علی در اختیار شماست. از او کارهای دیگری نیز می خواهید.

می توانید از او بخواهید به تلفن جواب دهد.

زمانی که  تلفن زنگ نمی زند، می توانید از او بخواهید  کارهای ارسال  و دریافت فکس و یا محصولات را پیگیری نماید.

وقتی ارسال و دریافتی در کار نیست، می توانید  بخواهید به چند مشتری رسیدگی کند.

وقتی هم مشتری نیست،معلوم نیست  چه کار دیگری از او خواهید خواست.

در این لحظه احساس می کنید  زندگی راحت تری و رویایی شده است.

ساعت ناهار خود را طولانی تر می کنید ،مثلا به جای 15 دقیقه آنرا به 30 دقیقه افزایش می دهید. غروب زودتر از گذشته  به خانه می روید، مثلا به جای ساعت 9 ساعت 8 دست از کار می کشید.

گاهی اوقات علی به سراغتان می آید تا بگوید چه چیزهایی لازم دارد و شما که مثل همیشه سرتان شلوغ است، به او می گویید:«خودت به آن رسیدگی کن.»

تاوقتی که با جزئیات شما را مشغول نمیکند ،برایتان مهم نیست او چه می کند ، شما کارهای مهمتری دارید که باید به آن ها رسیدگی کنید.

کسب و کارتان در حال رشد است،علی به افراد بیشتری نیاز دارد شما هم طبق معمول سرتان شلوغ است. پس به او  می گویید خودت افرادی را که  نیاز داری استخدام کن و او این کار را انجام می دهد.

شما با خود می گویید علی محشر است! واقعا خیلی خوب است که شخصی مثل علی را دارم لازم نیست دیگر در مورد کارهایی که او انجام می دهد یا نحوه انجام آن کارها نگران باشم  او گله نمی کند و فقط کارش را انجام می دهد و بیشتر کارهایی را انجام می دهید که شما از آن ها متنفرید،بهتر از این نمی شود!

حال شما رئیس شده اید و کارهایی را انجام دهید که دوست دارید.چون که علی بقیه کارها را انجام خواهد داد.این است یک کارآفرین!

Read More
admin 2020-02-25 0 Comments

کودکی کسب و کار(قلمرو فرمانروایی متخصص)

همانطور که انسان به هنگام رشد تغییرات فراوانی را تجربه می کند، کسب و کار باید زمانی که در حال توسعه است دست خوش تغییرات فراوانی شود.

متاسفانه اکثر کسب و کارها طبق این اصول اداره نمی شوند و به جای آنکه بر اساس نیازهای کسب وکار پیش بروند مطابق با خواسته های صاحبشان جلو می روند.

شرکت تجارت مبین اندیشه پرداز با توجه به تجربه منحصر به فرد در زمینه مدیریت کسب و کار های کوچک و بزرگ می تواند شما مدیر عامل عزیز و صاحب کسب و کار را در جهت پیشبرد اهداف و افزایش بازدهی آن یاری نماید.

روشی که متخصص برای اداره یک کسب و کار انجام می دهد نه تنها باعث رشد آن کسب و کار نمی شود بلکه آن را ویران می کند.او فضایی را می خواهد تا در آن آزاد باشد و هر وقت اراده کرد، کاری را انجام دهد. او می خواهد از دست رئیس آزاد باشد.

متاسفانه آنچه  متخصص می خواهد،باعث می شود تا کسب و کار قبل از شروع نابود شود.برای اینکه علتش را بفهمید بیاید با هم دوره های رشد یک کسب و کار که شامل کودکی،نوجوانی و بلوغ می شود را بررسی کنیم.شناخت هر کدام از این دوره ها و آنچه در طول هر دوره در ذهن صاحب کسب و کار می گذرد،به ما کمک می کندتا بفهمیم چرا اکثر کسب و کارها به جایی نمی رسند و فرق کسب و کارما با کارهای موفق دیگر چیست.

شروع دوره کودکی اینگونه است  که رئیسی در کار نیست و شما متخصص آزاد شده ای هستید که می توانید آنچه را که دوست دارید،در کسب و کار خودانجام دهید.در این لحظه امید و آرزو غلیان می کند،جو اطرافتان به خاطر به خاطر وجود امکانات و نبود  محدودیت هیجان انگیز می شود.احساس شما مثل وقتی است که بعد از چند ماه درس خواندن وارد تعطیلات تابستان شده اید و دیگر از مدرسه خبری نیست.آزادی جدید برای شما مسرت بخش است. در ابتدا کار خود پیش می رود و قادرید به راحتی همه چیز را کنترل کنید.به عنوان یک متخصص عادت دارید تا هزینه ها و مخارج را خودتان پرداخت کنید.

در دوره کودکی ساعت اختصاص یافته به کسب و کارتان نه تنها با بی میلی سپری نمی شود بلکه به آن خوش بین نیز هستید. تنها سرگرم انجام کار اصلی تان(تخصص) هستید و صرفا انجام دادن آن شما را راضی نگه می دارد،زیرا کار کردن جزو طبیعت شماست  و انجام آن برای شما  بسیار رضایت بخش است. علاوه بر این شما  همواره به یاد دارید که «این کار متعلق به خود من است و صاحب آن هستم.»

پس به شدن سرگرم کار می شوید. ده،دوازده ،چهارده ساعت در روز.

هفت روز هفته ،حتی زمانی که در خانه هستید،کار انجام می دهید.تمام فکر و احساس شما متمرکز بر کار جدیدتان  شده است. شما نمیتوانید فکر کار را از سرتان بیرون کنید و تمام وقت و انرژی تان را صرف آن می کنید تا هرچه لازم است برای حیاتش انجام دهید.

اکنون شما کاری را انجام می دهید که بلد هستید. البته در کنار آن کارهایی را که در آن تخصص ندارید را نیز انجام می دهید. بنابراین نه تنها تولید می کنید،بلکه می خرید، می فروشید و حمل ونقل می کنید. در دوره  کودکی،شما مانند تردست ماهری هستید که تمام توپ هایش را در هوا نگه می دارد ونمی گذارد که زمین بیفتند.

تشخیص دوره کودکی یک کسب و کار بسیار آسان است،زیرا متخصص و مالک کسب و کار یک نفر است.

پس اگر صاحب یک کسب و کار را در دوران کودکیِ یک کسب و کار از آن جدا کنند دیگر کسب وکاری باقی نمی ماند و در واقع محکوم به تعطیلی است.

در دوره کودکی،شما و کسب و کار یکی هستید.

حتی روی تابلویی که در محل کارتان نصب می کنید قبل از اسم خودتان اسم کاری که انجام می دهید را می نویسید(الوند آی تی).مثلا آرایشگاه مهرداد،نمایندگی فروش محصولات خودرو،ساندویچی تهران و از این قبیل اسامی. بنابراین مشتری فراموش نخواهد کرد که شما رئیس هستید.

به زودی اگر خوش شانس باشید،تمام آن زحماتی که کشیده اید، نگرانی هایی که داشته اید و کارهایی که انجام داده اید به نتیجه می رسند.

شما در کارتان خوب هستید،سخت کار می کنید،مشتریان فراموشتان نمی کنند و همیشه به شما مراجعه می کنند،آنها دوستانشان را به شرکت شما ویا کسب و کار شما می فرستند و دوستان آنها دوستانشان را و تمام آن ها در مورد شما و متخصصانی همانند شما صحبت می کنند.

شما تبدیل به دوستان صمیمی شان می شوید.شما در کارتان بسیاز ماهر هستید و سخت کار می کنید تا پول بدست آورید.

آنها خواهند گفت:«الوند آی تی بهترین شرکت در زمینه تجارت الکترونیک و مشاور هست و تا به حال مثل آن ندیده ام.»«خدمات الوند آی تی بهترین خدمات با بهترین قیمت و سریع ترین می باشد.»«آنها به مشتری اهمیت می دهند و هر روز پیگیری می کنند.»

در واقع مشتریان شیفته شما هستند.آنها گروه گروه به سمت شما می آیند و شما هم بابت این قضیه خوشحالید!اما ناگهان همه چیز شروع به تغییر می کند. در ابتدا خیلی آهسته ،اما کم کم سرعت می گیرد.شما عقب می مانید،زیرا میزان کار از ظرفیت شما فراتر می رود. مشتریان بی وقفه سمت شما سرازیر می شوند شما را می خواهند، زیرا نسبت به شما انس پیدا کرده اند و شما مجبورید با سرعتی طاقت فرسا کار کنید.

حال آنچه که نبایستی اتفاق  بیفتد،می افتد.شما که قبلا تردست ماهری بودید،اکنون توپ هارا یکی یکی به زمین می اندازید.

با اینکه سخت تلاش می کنید اما به کارهایتان نمی رسید.اشتیاق شما نسبت به کار رفته رفته فروکش می کند. تحویل سفارش ها  که زمانی زودتر از موعد انجام می شد،اکنون با تاخیر  مواجه می شود و تازه بعد ا زرسیدن به دست مشتری بعضی از آنها دچار خرابی یا عیب هستند و در کل هیچ چیز مثل سابق کار نمی کند.

آرایشگاه X  دقتش کمتر شده و به جای  آنکه  پشت سر مشتری را کوتاه کند بغل سرش را کوتاه می کند  یا تمام موهایش را با ماشین می زند. اسامی مشتریان را اشتباه می گوید و یادش می رود که مشتری ها از چچه مدل موویی خوششان می آمد.

عیب و نقص ها و مواردی که باعث اعتراض مشتریان خواهد بود کم کم در محصولات  آن ها نمایان می شود.

ساندویچ های گوشت تهران که زمانی بهترین بود تبدیل به ساندویچ هایی با گوشت دودی تند می شود و همچنین سفارش ها اشتباهی تحویل داده می شوند.«این دیگه چیه؟!»من گفتم کنسرو گوشت نه ساندویچ !» مشتری عصبانی دیگری داد می زند:«این لوبیا ها داخل ساندویچ گوشت من چه می کنند؟»

عکس العمل شمت به این واکنشها زحمت بیشتر،کارسخت تر،و همچنین صرف زمان  و انرژی بیش تر خواهد بود.

شما به خود فکر می کنید که دیگر کارتان مثل سابق بازدهی ندارد و اگر قرار باشد دوام بیاورد بایستی آنرا تغییر دهید. در این لحظه دوران کودکی کسب و کارتان به اتمام می رسد.

حال اگر شما این تغییرات را ایجاد نکنید،در واقع  در کارتان شکست خورده اید و اینگونه است که بیش تر کسب و کارها از صحنه خارج می شوند.وقتی این اتفاق بیفند اغلب متخصصان کارشان را رها می کنند و آنهایی که می مانند به دوره بعد یعنی نوجوانی وارد می شوند.

Read More
admin 2020-02-24 0 Comments