Category: بازاریابی

درک بازاریابان برای کارآفرینان

جهان در حال تغییر است و این تغییرات به طور دراماتیک جهانی شدن را ،به بسیاری از کسب و کارها تحمیل می کند.در دو دهه گذشته تغییرات محیط زیستی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.تغییر بر همه سازمان ها  و بر شیوه سازماندهی ،مدیریت و رهبری آن ها اثر گذاشته است.تغییرات در محیط جهانی بازار،پارادایمی را ایجاد کرده که برای دهه ها پایدار خواهد ماند.در نتیجه این تغییرات،قدرت انتخاب وسیع تری از گذشته برای مشتریان ایجاد شده است. تعداد محصولات در دسترس نیز به طور فزاینده ای افزایش داشته است که بازارهای در حال ظهور ناشی شده که به نوبه خود باعث ظهور موقعیت رقابتی برای محصولات محلی  شده است.

با توانایی دسترسی به بازارهای آنلاین و کسب اطلاعات از مشتریان ،بنگاه های کوچک  و متوسط توان این را پیدا خواهند کرد که محصولات و بازارها را در  انواع گوناگون آن توسعه دهند.اکنون کسب اطلاعات که شرکت ها را از مشتریانش آگاه می سازد با گسترش اینترنت و تکنولوژی،شبکه های اجتماعی  و توزیع محتوای دیجیتال بسیار راحت تر شده است.ظهور فن آوری اطلاعات و ارتباطات تغییرات به سزایی در عادات خرید مشتریان ایجاد کرده است. به طور واضح ،رقابت میان تامین کنندگان محصولات و خدمات قوی تر شده است که اهمیت آگاهی از نیازها و آرزوهای مشتری را باعث شده است.

نقش واهمیت بازاریابی در حال رشد است.برای کسب این مزیت  فرصت های ایجاد شده ،کسب وکارهای کوچک،نیاز دارند به سطوح بالاتری از فهم ،تخصص و دانش دست پیدا کنند.درحالیکه تاکنیک  ها و استراتژی های بازاریابی در کسب و کارهای کوچک متفاوت از شرکت های بزرگ است،اما فلسفه  و اساس آن ها یکسان است.بنابراین درک بازاریابی به عنوان یک وظیفه استراتژیک و نقشی که در صنایع ،شرکت های خصوصی و کسب و کارهای کوچک ایفا می کند،لازم می باشد.

بازاریابی و نقش آن در کسب وکار های کوچک

برای کسب و کارهای کوچک ،بازاریابی فرآیند تبادل داوطلبانه کالا،بین بنگاه ها و مشتریان است.به طوری که هر دو طرف راضی باشند.کسب و کارهای کوچک و متوسط باید به طور نوآورانه ای کالا و خدماتی را فراهم کنند که مشتریان امروزه،به آن نیاز دارند و بیش ترین رضایت را به آن ها می دهد.در انجام این کار،بنگاه های کوچک و متوسط نیاز دارند به طور عمیق تغییرات محیطی (داخلی و بین المللی) و مشتریان هدف را بررسی نمایند و ترکیب مناسبی از آمیخته بازاریابی (محصول،قیمت،مکان،ترویج،افراد،شواهد فیزیکی و فرآیندها)را برای تضمین سود آینده شرکت بکار گیرند.

بازاریابی به سوی تبدیل شده به یک بعد ضروری در سازمان هایی که امروزه در محیط با  تغییرات  سریع فعالیت می کنند،تبدیل شده است. گرایش به بازاریابی در بنگاه های کوچک ومتوسط و توانایی آن ها  در درک پتانسیل های خریداران،نقش مستقیمی در سود آوری بنگاه ایفا می کند. تفکر بازاریابی باید در عملکرد  بازاریابی نمایان شود.داشتن تفکر بازاریابی کلید داشتن بخش های مختلف در سازمان،مدیریت همه جانیه آن ها  و حفظ روحیه کارآفرینانه است.بنگاه های موفق از وابستگی که بین عملکردهای کلیدی کسب و کار مانند عملکرد مالی،حسابداری و بازاریابی و مدیریت  وجود دارد ،به خوبی آگاه هستند. با انجام این کار احتمال موفق بودن و بقا  سازمان در طول زمان بیشتر خواهد شد.

امروزه عملکردهای متفاوت بنگاه های کوچک و و متوسط،تغییراتی را نشان می دهد که به محیط های به شدت رقابتی که در آن ها رصد لحظه ای تغییرات جهانی بسیار مهم است و لزوم سعی در تطابق دادن آن ها با اهداف بازاریابی،توجه دارد.قرن 21 به طور فزاینده ای به صحنه تاکید بر تفکر بازاریابی تبدیل شده است.

اغلب مشکل است  که یک تعریف همه جانبه  از بازاریابی ارائه داد چرا که یک تعریف واضح و روشن در دست نیست. به نظر می رسد اگر ما بگوییم  که چه چیزی بازاریابی نیست بهتر باشد،اغلب از بازاریابی به عنوان فروش یا تبلیغات،علی رغم اینکه این مفاهیم یکسان نیستند یاد می شود.اما بازاریابی مفهومی فراتر از این است. بازاریابی یک طرز فکر  و فلسفه که باید در میان تمام عملکرد های کسب وکار،سهامداران و کارکنان جاری باشد.

تعریف بازاریابی شامل رفع نیاز ها ورسیدن به آرزوها به صورت سود آور، وبرجسته کردن این دو مولفه کلیدی می شود:

1-مشتریان با نیاز ها وآرزوهای مختلف

2-تامین کنندگانی که درگیر رفع این نیازها هستند و مزیت آن ها حداکثر کردن رضایت مشتریان است.

اما بر طبق این تعریف از بازاریابی،تمایز بین  بازاریابی در بنگاه های کوچک و متوسط و  موسسات بزرگ چیست؟

برای پاسخ به این سوال  ما ابتدا بر ویژگی های اصلی بنگاه های کوچک و  متوسط و چگونگی کار و عملکرد  آن ها تمرکز می نماییم.عموما،یک تعریف جهان شمول برای بنگاه های کوچک و متوسط وجود ندارند اما در ویژگی های آنها شباهت هایی وجود دارد که نقاط مشترکی را بین آنها در کشور ها و مناطق مختلف ایجاد کرده است.

Read More
admin 2020-03-04 0 Comments

بازاریابی کارآفرینانه چیست؟

بنگاه های کوچک و متوسط  نسبت به کسب و کار های  بزرگ  در مقابل تغییرات محیطی حساس تراند.در شرایط رکود آنها  از منابع کمتری برای ادامه کار برخوردار هستند،اما انعطاف پذیری بیشتر به آنها  امکان تغییر در تصمیم گیری ها را در شرایط مختلف می دهد.آنها همچنین از ویژگی های داخلی مانند سبک مدیریتی برخوردار هستند که بر روی عملیات آنها تاثیر گذار است و آنها را نسبت به کسب وکارهای بزرگ متمایز می سازد.

ادبیات دانشگاهی بنگاه های کوچک و متوسط به وسیله توسعه وجهه مشترک بازاریابی کارآفرینی شکل گرفته است. بازاریابی کارآفرینانه به عنوان وجه مقابل بازاریابی در کسب و کارهای بزرگ اکنون به موضوعی جذاب در کارهای دانشگاهی تبدیل شده است.

بنگاه های کوچک  و متوسط ادراک ویژه ای از ارزش بازاریابی دارند و این تاثیر در واقع تفکر استراتژیک بازاریابی است که از طبیعت خاص این نوع از بنگاه ها نشأت گرفته است. این امر باور ویژه ای را در این بنگاه شکل داده که آن ها را از سازمان های بزرگ متمایز ساخته است.اغلب بنگاه های کوچک و متوسط بخش بازاریابی رسمی ندارند و بعضی از این بنگاه های حتی قبول ندارند  و بعضی  از این بنگاه ها حتی قبول ندارند  که کار بازاریابی انجام می دهند.برای بعضی از آن ها بازاریابی،تابلو محسوب می شود و اعتقادی به آن ندارند. بنگاه های کوچک و متوسط اغلب به این افتخار می کنند که محصولاتشان درخانه تولید می شوند و کسب وکار کوچک هستند.

در ادامه باید به این نکته اشاره نمود که این درست است که ادارک بنگاه های کوچک و متوسط اثر بخشی بازاریابی،تعیین کننده میزان رسمیت در استراتژی بازاریابی بنگاه است و این امر بر شیوه ها و روش های بازاریابی شرکت تاثیر گذار است.

کارسون  و همکاران پیشنهاد می کنند که اندازه کوچک بنگاه های کوچک و متوسط تاثیر کمی بر محیطی که بنگاه در آن فعالیت دارد، و این بنگاه های قدرت اندکی برای ایجاد تغییر در محیط پیرامونی خود دارند تا آن را بهبود بخشند. در اصطلاح اقتصادی،بنگاه های کوچک و متوسط قیمت تعیین شده توسط صنایع را قبول می کنند و باید این واقعیت را بپذیرند که نقش جدی در صنعت ندارند.از این گذشته،هیل معتقد است که بنگاه های کوچک و متوسط اغلب از شرکای ضعیف تری در کانال های ارتباطی خود برخوردار هستند. همه این ها باعث ایجاد فشار به این بنگاه خواهد شد تا نوعی از باریابی استفاده کنند که تعیین کند چگونگی ادراک و روش های بازاریابی را برای بنگاه کوچک و  متوسط تعیین کند.

به خاطر اندازه کوچک و متوسط این بنگاه های و فقدان سلسله مراتب رسمی،بسیاری از بنگاه های کوچک  و متوسط از روش های بازاریابی این بنگاه ها اکثرا به صورت ناخودآگاه و در جریان  انجام امور صورت می گیرد.به همین خاطر،بنگاه های کوچک و متوسط اغلب به تمرکز روی اهداف کوتاه مدت تمایل دارند چرا که آنها منابع محدود،برنامه محدود و تجارب محدود استراتژیک محدودی دارند. از این رو صاحبان کسب و کارهای کوچک را باید مردان عمل نامید تا برنامه ریزان.

Read More
admin 2020-03-03 0 Comments