کودکی کسب و کار(قلمرو فرمانروایی متخصص)

admin 2020-02-24 0 Comments

همانطور که انسان به هنگام رشد تغییرات فراوانی را تجربه می کند، کسب و کار باید زمانی که در حال توسعه است دست خوش تغییرات فراوانی شود.

متاسفانه اکثر کسب و کارها طبق این اصول اداره نمی شوند و به جای آنکه بر اساس نیازهای کسب وکار پیش بروند مطابق با خواسته های صاحبشان جلو می روند.

شرکت تجارت مبین اندیشه پرداز با توجه به تجربه منحصر به فرد در زمینه مدیریت کسب و کار های کوچک و بزرگ می تواند شما مدیر عامل عزیز و صاحب کسب و کار را در جهت پیشبرد اهداف و افزایش بازدهی آن یاری نماید.

روشی که متخصص برای اداره یک کسب و کار انجام می دهد نه تنها باعث رشد آن کسب و کار نمی شود بلکه آن را ویران می کند.او فضایی را می خواهد تا در آن آزاد باشد و هر وقت اراده کرد، کاری را انجام دهد. او می خواهد از دست رئیس آزاد باشد.

متاسفانه آنچه  متخصص می خواهد،باعث می شود تا کسب و کار قبل از شروع نابود شود.برای اینکه علتش را بفهمید بیاید با هم دوره های رشد یک کسب و کار که شامل کودکی،نوجوانی و بلوغ می شود را بررسی کنیم.شناخت هر کدام از این دوره ها و آنچه در طول هر دوره در ذهن صاحب کسب و کار می گذرد،به ما کمک می کندتا بفهمیم چرا اکثر کسب و کارها به جایی نمی رسند و فرق کسب و کارما با کارهای موفق دیگر چیست.

شروع دوره کودکی اینگونه است  که رئیسی در کار نیست و شما متخصص آزاد شده ای هستید که می توانید آنچه را که دوست دارید،در کسب و کار خودانجام دهید.در این لحظه امید و آرزو غلیان می کند،جو اطرافتان به خاطر به خاطر وجود امکانات و نبود  محدودیت هیجان انگیز می شود.احساس شما مثل وقتی است که بعد از چند ماه درس خواندن وارد تعطیلات تابستان شده اید و دیگر از مدرسه خبری نیست.آزادی جدید برای شما مسرت بخش است. در ابتدا کار خود پیش می رود و قادرید به راحتی همه چیز را کنترل کنید.به عنوان یک متخصص عادت دارید تا هزینه ها و مخارج را خودتان پرداخت کنید.

در دوره کودکی ساعت اختصاص یافته به کسب و کارتان نه تنها با بی میلی سپری نمی شود بلکه به آن خوش بین نیز هستید. تنها سرگرم انجام کار اصلی تان(تخصص) هستید و صرفا انجام دادن آن شما را راضی نگه می دارد،زیرا کار کردن جزو طبیعت شماست  و انجام آن برای شما  بسیار رضایت بخش است. علاوه بر این شما  همواره به یاد دارید که «این کار متعلق به خود من است و صاحب آن هستم.»

پس به شدن سرگرم کار می شوید. ده،دوازده ،چهارده ساعت در روز.

هفت روز هفته ،حتی زمانی که در خانه هستید،کار انجام می دهید.تمام فکر و احساس شما متمرکز بر کار جدیدتان  شده است. شما نمیتوانید فکر کار را از سرتان بیرون کنید و تمام وقت و انرژی تان را صرف آن می کنید تا هرچه لازم است برای حیاتش انجام دهید.

اکنون شما کاری را انجام می دهید که بلد هستید. البته در کنار آن کارهایی را که در آن تخصص ندارید را نیز انجام می دهید. بنابراین نه تنها تولید می کنید،بلکه می خرید، می فروشید و حمل ونقل می کنید. در دوره  کودکی،شما مانند تردست ماهری هستید که تمام توپ هایش را در هوا نگه می دارد ونمی گذارد که زمین بیفتند.

تشخیص دوره کودکی یک کسب و کار بسیار آسان است،زیرا متخصص و مالک کسب و کار یک نفر است.

پس اگر صاحب یک کسب و کار را در دوران کودکیِ یک کسب و کار از آن جدا کنند دیگر کسب وکاری باقی نمی ماند و در واقع محکوم به تعطیلی است.

در دوره کودکی،شما و کسب و کار یکی هستید.

حتی روی تابلویی که در محل کارتان نصب می کنید قبل از اسم خودتان اسم کاری که انجام می دهید را می نویسید(الوند آی تی).مثلا آرایشگاه مهرداد،نمایندگی فروش محصولات خودرو،ساندویچی تهران و از این قبیل اسامی. بنابراین مشتری فراموش نخواهد کرد که شما رئیس هستید.

به زودی اگر خوش شانس باشید،تمام آن زحماتی که کشیده اید، نگرانی هایی که داشته اید و کارهایی که انجام داده اید به نتیجه می رسند.

شما در کارتان خوب هستید،سخت کار می کنید،مشتریان فراموشتان نمی کنند و همیشه به شما مراجعه می کنند،آنها دوستانشان را به شرکت شما ویا کسب و کار شما می فرستند و دوستان آنها دوستانشان را و تمام آن ها در مورد شما و متخصصانی همانند شما صحبت می کنند.

شما تبدیل به دوستان صمیمی شان می شوید.شما در کارتان بسیاز ماهر هستید و سخت کار می کنید تا پول بدست آورید.

آنها خواهند گفت:«الوند آی تی بهترین شرکت در زمینه تجارت الکترونیک و مشاور هست و تا به حال مثل آن ندیده ام.»«خدمات الوند آی تی بهترین خدمات با بهترین قیمت و سریع ترین می باشد.»«آنها به مشتری اهمیت می دهند و هر روز پیگیری می کنند.»

در واقع مشتریان شیفته شما هستند.آنها گروه گروه به سمت شما می آیند و شما هم بابت این قضیه خوشحالید!اما ناگهان همه چیز شروع به تغییر می کند. در ابتدا خیلی آهسته ،اما کم کم سرعت می گیرد.شما عقب می مانید،زیرا میزان کار از ظرفیت شما فراتر می رود. مشتریان بی وقفه سمت شما سرازیر می شوند شما را می خواهند، زیرا نسبت به شما انس پیدا کرده اند و شما مجبورید با سرعتی طاقت فرسا کار کنید.

حال آنچه که نبایستی اتفاق  بیفتد،می افتد.شما که قبلا تردست ماهری بودید،اکنون توپ هارا یکی یکی به زمین می اندازید.

با اینکه سخت تلاش می کنید اما به کارهایتان نمی رسید.اشتیاق شما نسبت به کار رفته رفته فروکش می کند. تحویل سفارش ها  که زمانی زودتر از موعد انجام می شد،اکنون با تاخیر  مواجه می شود و تازه بعد ا زرسیدن به دست مشتری بعضی از آنها دچار خرابی یا عیب هستند و در کل هیچ چیز مثل سابق کار نمی کند.

آرایشگاه X  دقتش کمتر شده و به جای  آنکه  پشت سر مشتری را کوتاه کند بغل سرش را کوتاه می کند  یا تمام موهایش را با ماشین می زند. اسامی مشتریان را اشتباه می گوید و یادش می رود که مشتری ها از چچه مدل موویی خوششان می آمد.

عیب و نقص ها و مواردی که باعث اعتراض مشتریان خواهد بود کم کم در محصولات  آن ها نمایان می شود.

ساندویچ های گوشت تهران که زمانی بهترین بود تبدیل به ساندویچ هایی با گوشت دودی تند می شود و همچنین سفارش ها اشتباهی تحویل داده می شوند.«این دیگه چیه؟!»من گفتم کنسرو گوشت نه ساندویچ !» مشتری عصبانی دیگری داد می زند:«این لوبیا ها داخل ساندویچ گوشت من چه می کنند؟»

عکس العمل شمت به این واکنشها زحمت بیشتر،کارسخت تر،و همچنین صرف زمان  و انرژی بیش تر خواهد بود.

شما به خود فکر می کنید که دیگر کارتان مثل سابق بازدهی ندارد و اگر قرار باشد دوام بیاورد بایستی آنرا تغییر دهید. در این لحظه دوران کودکی کسب و کارتان به اتمام می رسد.

حال اگر شما این تغییرات را ایجاد نکنید،در واقع  در کارتان شکست خورده اید و اینگونه است که بیش تر کسب و کارها از صحنه خارج می شوند.وقتی این اتفاق بیفند اغلب متخصصان کارشان را رها می کنند و آنهایی که می مانند به دوره بعد یعنی نوجوانی وارد می شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *