بلوغ کسب و کار

اخرین مرحله رشد یک شرکت مرحله بلوغ است که در موفق ترین کسب و کارهای دنیا از جلمه مک دونالد،فدرال اکسپرس و دیزنی می توان آنرا مشاهده کرد.

صتحبان کسب و کارهایی که مرحله بلوغ رسیده اند می دانند چگونه به آن نقطه رسیده اند و برای رسیدن به جایی که مقصد آنهاست چه اقداماتی انجام دهند.

بنابراین همیشه بعد از دوره کودکی و نوجوانی،بلوغ رخ نمی دهد و همیشه مسیر این فرآیند پس از کودکی و نوجوانی به بلوغ منتهی نمی شود.در شرکت هایی که نام برده شد اینگونه نبوده است که ابتدا دوره کودکی و بعد نوجوانی را پشت سر گذاشته باشند  و پس از آن خود به خود وارد مزحله بلوغ شده باشند.بلکه آنها از همن ابتدا  یعنی قبل از دوره کودکی مرحله بلوغ را در نظر گرفته ،مطابق با آن برنامه ریزی کرده و جلو رفته اند.صاحبان اینگونه  شرکت ها از همان ابتدا  نسبت به کار و آنچه  لازم بوده  برای پیشبرد  آن صورت گیرد،دیدگاه کاملا متفاوتی داشته اند.

کسب و کارهایی هم وجود دارند که صاحبانشان از همان ابتدا طوری کار خود را شروع کرده اند که انگار در مرحله بلوغ قرار دارد.درست است که برای رسیدن  به مرحله بلوغ می بایست  از مراحل کودکی و نوجوانی عبور کرد،اما این اشخاص این  دو مرحله را خیلی ساده و به نحو بسیار متفاوتی از آنچه  که ما در فصل های قبل توصیف کردیم،پیموده اند.

این تفاوت برخاسته از نوع دیدگاهی است که این اشخاص نسبت به کسب و کارشان  دارند.

و این همان دیدگاه کارآفرینی است.

دیدگاه کارآفرینی

زمانی از تام واتسون بنبان گذار شرکت آی. بی .ام پرسیدند رمز موفقیت سرکت آی .بی.ام چیست؟

او پاسخ داد:« به سه دلیل توانسته ام شرکت ای.بی.ام را به این مرحله برسانم .دلیل اول از همان آغاز تصویر روشن  و واضح  از آنچه شرکت بایستی در آِندعه بشود داشتم .این طور  می توان گفت  که در واقع  من یک مدل  از شرکت  مورد دلخواهم را در ذهنم تصور می کردم .

دلیل دوم انکه  وقتی آن مدل را تصور می کردم  با خود فکر می کردم شرکتی مانند آن چطور باید عمل کند؟ بنابراین تمام کارهایی را که برای تحقق مدل در آینده می بایست  انجام می شد را هم پیش بینی کردم .

دلیل سوم ،موفقت آی .بی .ام این بود که  وقتی  من در رویای خود  به شرکت مورد دلخواهم  و کارهایی که قرار بود  در آِنده در آن شرکت انجام بگیرد فکر می کردم ،به این نتیجه رسیدم که اگر بخواهم  چنین رویایی را تحقق ببخشم بایستی از همان ابتدا آن کاری را انجام دهم  که قرار است در آینده  انجام دهم، در غیر این صورت  هیچگاه به آرزویم نیم رسم . به عبارتی دیگر فهمیدم اگر قرار است  شرکت آی.بی.ام  جزو موفق ترین شرکت ها باشد  بایستی از همان ابتدا که هنوز فرصت زیادی در اختیار دارم طوری علم کنم  که انگار واقعا سذکت به آن مرحله رسیده است.

از همان آغاز شرکت آی. بی. ام مطابق با لگوی ذهنی من عمل می کرد .ما هر روز سعی کردیم شرکت را بر طبق همین الگوی ذهنی به پیش ببریم.در پایان هر روز از خودمان  می پرسیدیم امروز چه طور کار کرده ایم؟آیا به آن هدفی که برای آن روز  در نظر گرفته بودیم دست یافته ایم یا خیر؟ ویا چه قدر با آن هدف فاصله داریم؟

در صورتیکه موفق نمی شدیم هدف مربوط  به آن روز محقق سازیم ،روز بعد سعی می کردیم  ابتدا  کم کاری دیروز را جبران  کنیم سپس برای رسیدن به هدف جدید در آن روز تلاش کنیم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *